الشيخ رسول جعفريان

92

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

برابر معاويه آماده مىساخت . در آن زمان ، عراق تحت سلطهء همين اشراف بود . رؤساى قبايل بيش از حاكم شهر قدرت داشتند و امام نمىتوانست بدون جذب اينان ، كارها را سامان دهد . در عين حال روش امام آن بود تا كار را بدون مشاورت مردم پيش نبرد . اين امر ، براى مردمى كه درك سياسى داشتند ، شوق بيشترى براى همكارى ايجاد مىكرد . مردم در پاسخ امام كه فرمود قصد دارد تا نامه‌اى به معاويه نوشته و او را دعوت به اطاعت از خود كند ، گفتند : شما هر چه انجام دهى ما از تو اطاعت مىكنيم . اطاعت ما از تو همانند اطاعت ما از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است . « 1 » امام از كوفه با فرستادن نامه‌اى به معاويه كوشيد تا او را به اطاعت از امام مسلمين قانع كند . امام ضمن نامه‌اى ، به معاويه نوشتند كه خلافت او بر اساس معيارهايى كه تا آن زمان بوده است هيچ مشكلى ندارد و او بايد آن را بپذيرد . امام در اين نامه نوشتند : « اما بعد ، همانا بيعتى كه مردم در مدينه با من كرده‌اند براى تو نيز كه در شام اقامت دارى ، الزامى است ، چه همان كشان كه با أبو بكر و عمر و عثمان بيعت كرده بودند و بر همان پايه و روشى كه با ايشان بيعت شده بود ، با من بيعت كرده‌اند ، از اين رو هيچ فرد حاضر را چاره‌اى نيست مگر آن كه اختيار بيعت كند و هيچ فرد غايب را راهى نيست كه آن را مردود شمارد . شورى فقط حق مهاجران و انصار است و هنگامى كه شورايى از مهاجران و انصار تشكيل شد و بر رهبرى مردى اتفاق كردند و او را امام خواندند ، اين همان گزينش مورد رضاى خداست « 2 » . . . اگر خود را دچار بلا سازى ( و به سركشى ادامه دهى ) من با تو بجنگم و از خدا بر ضدت يارى گيرم . دربارهء قاتلان عثمان سخن بسيار گفته‌اى ، نخست بدان راهى كه مسلمانان مىپيمايند درآى و سپس با آنان به محاكمه نزد من آى تا تو و آنان را بر كتاب خدا وادارم . . . و بدان كه تو

--> ( 1 ) . الفتوح ، ج 2 ، ص 352 ( 2 ) . عبد الرحمن بن غنم ازدى كه او را « افقه اهل الشام » مىگفتند در شام به شرحبيل گفت : حتى اگر على عثمان را كشته باشد ، از آن كه مهاجرين و انصار با او بيعت كرده و آنان « حكّام بر مردم » هستند ، باز خليفه مسلمانهاست . نك : وقعة صفين ، ص 45